صدایی نیست، همه خاموشند انگار، بچه ها چرا لااقل در این صفحه مجازی در این دنیای مجاز سراغی مجازی از هم نمی گیرید.
نگرانم برای این سکوت قبرستانی!
صدایی نیست، همه خاموشند انگار، بچه ها چرا لااقل در این صفحه مجازی در این دنیای مجاز سراغی مجازی از هم نمی گیرید.
نگرانم برای این سکوت قبرستانی!
این بازار علاوه بر سودهای مالی بسیار انواع ترفندها را آموزطش می دهد و ما که سال ها تمرین و عادتمان مچ گیری از دزدها و دروغ زنها بود، برای بقا باید همان کارها را انجام دهیم. به لحاظ شخصیتی گاهی دچار کنتراست می شوم اما راهکارش همان راه اندازی سایتی در این باره است. بزودی این سامانه شغلی به نام بنگاه را از بین می برد و شیوه معاملات مانند نقاط پیشرفته تغییر می کند.
در آینده نه چندان دور این عبارت را درباره ام می گویند:
روزنامه نگاری که نخواست دلال شود و جامعه دلالی را از بین برد.
مرد دستش را زیر چانه گذاشته و لحظه به لحظه که بر و بر نگاهش می کند، تعجب بیشتری به گونه هایش چنگ می اندازد.
- می خوام اساس بزارم توش؟
- یعنی یه انباری؟
- حتی یه انباری
مرد متعجب است و هنوز مطلب را نگرفته که نگاه زن سر می خورد و کف مغازه پهن می شود. آرام خودش را ولو می کند روی صندلی. پلک هایش سنگین روی هم می افتد.
- شرایط سختی رو می گذرونی؟ بالآخره تموم می شه. قرار نیست که این در همیشه رو همین پاشنه بگرده! خدا بزرگ. خودم که چنین چیزی ندارم. تو بنگاه هم دنبال همچین چیزی نگرد. صورت خوبی نداره. می گردم واست ببینم چکار می کنم.
زن جوان که لباس آرایش به تن زردی صورتش کرده با افتادن های سرش از روی گردن و سنگینی پلک هایش می جنگد اما کمتر از پنج دقیقه دراز به دراز کف مغازه پهن می شود و دست راستش از مچ محکم به میز شیشه ای می خورد. مرد از پشت میز به این طرف می پرد و داد می زند کمک. روی صورت زن خم می شود.
- سه روزه نخوردم و نخوابیدم. امشب بارون میاد.
مرد کنار پنجره ایستاده و به سیگارش پک می زند. شیشه ها می لرزد و موسیقی باران پشت پنجره فریادهای خفه را می نوازد.
احساس می کنم درست فکر می کنم. این جمله ای است که بارها شنیده ایم و در عمق آن یافته ایم که ما ایرانی ها فکر کردن و اندیشیدنمان هم احساسی است. شاید برای همین شاعر به حساب می آییم. اما باید تمرین کنیم اندیشیدن و مهم تر از آن عمل کردن را.
پس فعلا اين روزهاي پرالتهاب را وا ميگذاريم كه هر كس از هر جا دلش ميخواد آمار بده و راهشو بكشه بره، بعدتر ميآيم و هي در اين صفحه مجازي سرك ميكشيم كه چه خبره!!!!
خودمان را براي تغييرات بزرگ و زيباي زندگي آماده كنيم و زندگي را سرشار از سرود جاودانگي كنيم. مستانه قهقهه خنده سر دهيم و هلهله كنان جهانمان را بنا كنيم. با شور و شعف بي نظيرمان دنيا را زير و زبر كنيم.
خوش آمدن بهار بر همه آنانكه دلي بهاري دارند فرخنده و پر شرر باد.
دوباره تعدادی خبرنگار و نویسنده و صفحه آرا بیکار شدند. گرچه حقوقشان هم اندازه تفرج بود نه شغل پرخطر مطبوعات اما به هر حال در بازار کمبود شغل و تورم این هم قوزی است بالای قوزهای دیگر.
معرفي سرزمين من
چهارمين شماره از ويژه نامه "سرزمين من" همشهري منتشر شد. اين ويژه نامه كه توسط گروه مجلات همشهري توليد مي شود؛ به موضوعات ايرانشناسي و ايرانگردي ميپردازد و مطالبي درباره ميراث طبيعي و فرهنگي ايران و جذابيتهاي آن دارد.
پرونده جلد اين شماره از نشريه، گزارشي است اختصاصي با نام "شوشيها بيدار ميشوند" كه از رسمي قديمي بهنام نوروز صياد، بين مردم روستايي در جنوب جزيره قشم ميگويد. روزي كه صيادان به دريا نميروند و سال نوي صيادي آغاز ميشود.
از ديگر مطالب اين شماره پروندهاي است كه زير عنوان ميراث مقاومت قرار گرفته و در آن خواننده با سفري به خوزستان، مكانهاي مهم مقاومت 35 روزه خرمشهر را بازشناسي و رخدادهاي مهم آن روزها را بررسي ميكند.
پرونده بخش طبيعت اين شماره سرزمين من سراغ پروانههاي ايران رفته و ضمن واگويه خاطرات يك پروانهشناس، گونههاي منحصربهفرد پروانه در ايران را معرفي كرده است. گزارش تخريب محيط زيست اين شماره هجوم گرد و غبار بيسابقه در تابستان گذشته را بررسي كرده است.
سفر به خوشبوترين شهر دنيا و گزارش از گلابگيري قمصر در بخش مردمشناسي، معرفي بناي ايلخاني بارگاه امامزاده يحيي(ع) در ورامين از ديگر مطالب اين شماره است.
سرزمين من در هر شماره، بخشي را به راهنماي سفر اختصاص ميدهد كه در اين شماره علاوه بر راههاي رسيدن به درياچه گهر در لرستان، چند مقصد گردشگري ديگر، معرفي شده است.
همچنين به همراه اين شماره از نشريه؛ مانند شمارههاي قبل ضميمهاي رايگان براي كودكان منتشر شده است. پوستر پروانههاي ايران اطلاعات جذابي درباره تولد، زندگي و تنوع و پراكندگي آنها را به صورت داستان براي كودكان ارايه ميدهد.
چهارمين شماره از نشريه سرزمين من به سردبيري رضا مختاري در 160 صفحه و با قيمت 2500 تومان به صورت تمام رنگي و گلاسه منتشر شده است.
گرچه مبارك غلام شماست اما اين روزها همه چي مبارك!